هنر

بوی جدایی می رسد

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: قاسم نعمتی. بوی غم بوی جدایی بوی هجران می رسد. کربلا آغوش خود واکن که مهمان می رسد. ناقه ام در گل نشسته چاره ای کن یا حسین. دیر اگر آیی کنارم بر لبم جان می رسد. حاجی زهرا علم کن خیمه هایت در منا. زین عطش آباد بوی عید قربان می رسد. خاک سرخ این بیابان بوی مادر می دهد. گوش کن آوای محزون حسین جان می رسد. گو فرات بی مروّت اینقدر هوهو مکن. کودک ششماهه ای با کام عطشان می رسد. کمتر از ده روز دیگر بی برادر می شوم. روزگار عشق بازی ها به پایان می رسد. در همان لحظه که ترکیب رخت پاشد زهم. از حرم زینب به گیس

ادامه مطلب ...
خواهر من گریه می کنی

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: علی اکبر لطیفیان. داری عقیله - خواهر من - گریه می کنی. آیینه برابر من گریه می کنی. از لا به لای خیمه دلم تا مدینه رفت. خیلی شبیه مادر من گریه می کنی. دلشوره می چکد ز نگاه سه ساله ام. وقتی کنار دختر من گریه می کنی. من از برای معجر تو گریه می کنم. تو از برای حنجر من گریه می کنی. امشب برای ماندن من نذر می کنی. فردا برای پیکر من گریه می کنی. امشب نشسته ای و مرا باد می زنی. فردا به جسم بی سر من گریه می کنی. /ج.

ادامه مطلب ...
باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: مهدی صفی یاری. باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب. ای خدا شکر که در هیئت امسالش هم. باز مشغول به سینه زدنم کرد ارباب. هر کسی در پی دلدار خودش می گردد. باز آواره دور از وطنم کرد ارباب. من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم. از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب. من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟. یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب. خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود. باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب. من به عالم ندهم لذت مردن را با. فکر خوبی که برای کفنم کرد ارباب. /ج.

ادامه مطلب ...
این شهر بی مجالس روضه جهنّم است

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: وحید قاسمی. در کوچه ها نسیم بهشت محرّم است. پیراهن سیاه عزاداری شما. زیباترین تجلّی عشق مجسّم است. شکر خدا که هیئتمان باز دایر است. شکر خدا که بر سر این کوچه پرچم است. بیرون ندیده اید زنی ایستاده است؟. بالش شکسته است، قدَش هم کمی خم است. لبخند تلخ فاطمه بر تک تک شما. یعنی خوش آمدید و همان خیر مقدم است. من که ندیدمش دم در، خب شما چطور؟. صد حیف سوی چشم گنهکار ما کم است. پرواز می کنیم از این پیله های تنگ. فصل بلوغ شیعه یقیناً محرّم است. در مجلس عزای امام قتیل اشک. روضه به شور و واحد و نوحه مقدّم ا

ادامه مطلب ...
بوی جدایی

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: جواد حیدری. شب است و بوی جدایی زکربلا آید. صدای ناله زینب زنینوا آید. صدای خواندن قرآن زحنجر اکبر. برای دفعه آخر چه باصفا آید. هنوز ماه مدینه محافظ حرم است. کنار خیمه طفلان صدای پا آید. نشسته بانوی مظلومه با برادر خود. سخن زغربت و هجران زآن سرا آید. هرآنچه داشت هراسش، همیشه، خواهد دید. امان زلحظه فردا که پر بلا آید. دوباره پهلوی بشکسته را عیان بیند. که روی خاک به صورت غم آشنا آید. هنوز یار نرفته چنین پریشان است. چه می کند که سر او به نیزه ها آید. /ج.

ادامه مطلب ...
از چه رو ماتم گرفته

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: دکتر قاسم رسا. جهان را از چه رو ماتم گرفته. زمین و آسمان را غم گرفته. چنان ماتم به گیتی سایه افکند. که گویی نیّر اعظم گرفته. مگر ماه محرم شد پدیدار. که مه را هاله ماتم گرفته. حسین ابن علی فرزند زهرا. که نور چهره اش عالم گرفته. جبین قدسیان را از ملامت. خطوط برهم و درهم گرفته. چه باک از زخم پیکان عاشقی را. که از معشوق خود مرهم گرفته. نه تنها دامن پاکان عصمت. که آتش دامن عالم گرفته. برون کن خاتم شادی از انگشت. کزین ماتم دل خاتم گرفته. به اشک دیده گل‌های نبوت. غبار غم ز روی هم گرفته. /ج.

ادامه مطلب ...
باز محرم شد

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: سید احمد دهکردی. باز محرم شد و لوای ماتم بپاست. ماتم سلطان عشق شهید کرب بلاست. به عرش و خلد برین فرقه کر و بیان. حلقه ماتم زده صاحب ماتم خداست. پیمبران سر به سر لباس نیلی به بر. شال عزای سیاه به گردن مصطفی است. موی کنان در زمین زنان ماتم زده. مویه کنان در سماء حضرت خیرالنساء است. سفر نما از حجاز بساز ساز عراق. یکی جدا دست او نشسته پیکان تیر. یکی زظلم عدو بریده سر از قفاست. حسین لب تشنه شد شهید در راه حق. به روز حشر و جزا خداش هم خون بهاست. به دشت کرب‌ و بلا خون خدا ریختند. تربت پاکش از آن سجده

ادامه مطلب ...
باز این چه نواست

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: حبیب چایچیان. باز این چه نواست ، وز کجا می‌آید ؟. کاین نغمه به گوش آشنا می‌آید. یا رب چه غبار دلنشینی است که باز. بر لوح دل از خاطره ها می‌آید ؟. این کیست ، که از قصه پر غصه او. غمهای دگر ، به انتها می‌آید ؟. این کیست ، که بر پرده دل چنگ زند. کز شور غمش ، دل به نوا می‌آید ؟. این کیست ، که از شتاب چرخ عمرش. گرد غم و طوفان عزا می‌آید ؟. این کیست ، که از شعار آزادی او. بر گوش مجاهدان ، ندا می‌آید ؟. این کیست ، که هر کس شنود نامش را. با چشم تر و ، نوحه سرا می‌آید ؟. این کیست ، که هر جا گذرد ، همچو

ادامه مطلب ...
باز گفت این راز را باید نهفت

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: عمان سامانی. سری اندر گوش هر یک ، باز گفت. با مخالف ، پرده دیگرگون زنید. با منافق ، نعل را وارون زنید. خوش ببینید از یسار و از یمین. زآنکه دزدانند ما را در کمین. بی‌خبر، زین ره نگردد تا خبر. ای رفیقان ، پا نهید آهسته‌تر. پای ما را نی اثر باشد نه جای. هر که نقش پای دارد ، گو میای. کس مبادا ره بدین مستی برد. پی بدین مطلب ، به تردستی برد. در کف نامحرم افتد ، راز ما. بشنود گوش خران ، آواز ما. راز عارف بر لب بام اوفتد. طشت اهل معنی از بام اوفتد. عارفان را قصه با عامی کشد. کار اهل دل به بدنامی کشد. ا

ادامه مطلب ...
بوی سیب چیست؟

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: حسن لطفی. وقتی نسیم می وزد این بوی سیب چیست؟. این سرزمین تیره و گرم و غریب چیست؟. بی اختیار باز دلم شور می زند. با من بگو گواه دل بی شکیب چیست؟. شاید رباب بشنود آرامتر بگو. آن تیرهای چله نشین مهیب چیست؟. حالا که تیغ خنجرشان برق می زند. فهمیده ام که معنی شیب الخضیب چیست. مادر مرا سپرده به تو جان مادرم. آوارگی و یا که اسارت نصیب چیست؟. /ج.

ادامه مطلب ...
تاج سر حسین

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: حیدر توکلی. ای مرا از لحظۀ دیدار تاج سر حسین. هم برادر بودی و هم یار هم یاور حسین. هر کجا بردی مرا خرسند می بودم ولی. این سفر بی تابم و محزونم و مضطر حسین. این بیابان بوی هجران و غم و خون می دهد. روی برگردان از این صحرای غم پرور حسین. گر ندارد کربلا قصد جدایی بین ما. پس چرا جا داده در خود این همه لشگر حسین. گفته بودی میهمانی می روم اما بگو. میزبان آورده با خود پس چرا حنجر حسین. آن عرب با تیرهای سهمگینش را بگو. برنمی دارد چرا چشم از علی اصغر حسین. نیزه داران گوئیا بر هم نشانی می دهند. از قد و با

ادامه مطلب ...
تویی‌ سَر منشاء خیرات‌ عالم

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: احسان محسنی فر. سلام‌ ای‌ ماه‌ شیدایی‌ محرم‌. محیط‌ حُسن‌ و زیبایی‌ محرم‌. علمدار رثا و ناله‌ای‌ تو. ظهور تام‌ غم هایی‌ محرم‌. ز بس که‌ عالم‌ آرایی‌ محرم‌. گلستان‌ غمی‌، بستان‌ اشکی‌. غمت‌ باشد تماشایی‌ محرم‌. سفیر غربت‌ و حزن‌ و عزایی‌. تو دردی‌، تو مداوایی‌ محرم‌. نزول‌ کعبۀ‌ غم ها تویی‌ تو. مه‌ معراج‌ دل هایی‌ محرم‌. تجلی گاه‌ عشقی‌ و حقیقت‌. تو شهر اللّه‌ عظمایی‌ محرم‌. بقای‌ دین‌ ز فیض‌ و برکت‌ توست‌. اساس‌ زهد و ت��وایی‌ محرم‌. بهار گریه‌ بر مظلوم‌ هستی‌. ازل‌ تا حشر بر پایی‌ محرم‌. به‌ سو

ادامه مطلب ...
بمیرم و تنها نبینمت

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: حسن لطفی. بگذار تا بمیرم و تنها نبینمت. تنها به روی سینه صحرا نبینمت. امشب بیا که بوسه زنم بر گلوی تو. شاید بمیرم از غم و فردا نبینمت. می ترسم از نگاه به گودال آن طرف. دارم دعا به زیر لب آنجا نبینمت. غم نیست گرچه بر بدنم کعب نی خورد. من نذر کرده ام که به نی ها نبینمت. امشب برای من تو دعا کن که شام بعد. بی سر به روی دامن زهرا نبینمت. /ج.

ادامه مطلب ...
بهشت سرخ بدن های بی سر

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: غلامرضا سازگار. اینجا بهشت سرخ بدن های بی سر است. اینجا نگارخانه ی گل های پرپر است. اینجا منا و مشعر و بیت الحرام ماست. اینجا حریم قرب شهیدان داور است. اینجاست قتلگاه شهیدان راه حق. اینجا مزار قاسم و عباس و اکبر است. اینجا به جای جامه ی احرام ما به تن. زخم هزار نیزه و شمشیر و خنجر است. اینجا دو طفل زینبم افتد به روی خاک. اینجا به روی سینه ی من قبر اصغر است. اینجا برای پیکر صد چاک عاشقان. گرد و غبار کرب و بلا مشک و عنبر است. اینجا چو آفتاب سرم بر فراز نی. بر کودکان در به درم سایه گستر است. اینجا

ادامه مطلب ...
بهانه برای گریستن

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: قادر طهماسبی. ای بهترین بهانه برای گریستن. ای داغ جاودانه برای گریستن. د راه بازگشت به خود عشق کاشته ست. داغ تو را نشانه برای گریستن. شش سوی لاله می دم ای عشق باز کن. راهی از این میانه برای گریستن. در راه کربلای تو هر لاله می دهد. ما را به کف بهانه برای گریستن. آماده شو (فرید)به فتوای بازگشت. در خلوت شبانه برای گریستن. /ج.

ادامه مطلب ...
بسوز ای دل

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. شاعر: مرحوم ژولیده نیشابوری. بسوز ایدل که مضطر گردم اینجا. شکوه نخل باور گردم اینجا. در این صحرا مکن منزل برادر. که ترسم بی برادر گردم اینجا. نمی خواهم سیه پوش و عزادار. زداغ زلف اکبر گردم اینجا. نمی خواهم کنار نعش قاسم. شریک داغ مادر گردم اینجا. نمی خواهم زدیده اشک افشان. به عباس دلاور گردم اینجا. نمی خواهم سراپا آه و شیون. به سوگ مرگ اصغر گردم اینجا. نمی خواهم میان لجه خون. پی صد پاره پیکر گردم اینجا. ولی با این همه در خط تسلیم. مطیع امر داور گردم اینجا. برای نشر دین و حفظ اسلام. تو را من یار و یاو

ادامه مطلب ...
قصه‌گویی و هنر تخیل

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. نویسنده: محمد حنیف. هدف این نوشتار بازگشت خِرَد به زندگی روزمره است، در درون همه‌ی ما، گنج بی‌صاحبی از قوای پندار وجود دارد که غالباً بی هوش و در خواب است. ولی بیدارکردن تصاویری که در پندار داستانی وجود دارد، به معنای زندگی کامل‌تر و درخشان‌تر است. هرچند شکست‌های زندگی ممکن است جرئت را از ما بگیرد، ولی روند قدیمی قصه‌گویی ما را با قوایی مرتبط می‌سازد که ممکن است آنها را فراموش کرده باشیم. به وسیله‌ی قصه‌گویی با خردی که رنگ باخته یا ناپدید شده و با امیدهایی که فراموش شده‌اند، رابطه برقرار می‌کنیم.

ادامه مطلب ...
گفت‌و‌گو با محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) قصه‌گوی رادیو

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. نویسنده: محمد حنیف. ابتدا خودتان را معرفی کنید. من محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) متولد 1332 در کازرون هستم. قصه‌گویی در رادیو را از بیست و دوم بهمن 1360 با برنامه‌ی قصه‌ی ظهر جمعه شروع کردم. اگر ممکن است خلاصه‌ای از پیشینه‌ی قصه‌گویی در رادیو را بیان کنید. اولین برنامه‌ی قصه‌ی ظهر جمعه‌ی رادیو، نوزدهم اردیبهشت 1319 در رادیو تهران آغاز شد. (البته شاید روز 19 اردیبهشت دقیق نباشد). در همان اولین هفته‌ای که رادیو تهران آغاز به کار کرد، برنامه‌ی قصه‌گویی نیز افتتاح شد. قصه‌گویی در رادیو قدیمی‌ترین برنامه‌

ادامه مطلب ...
کودکان قصه می‌گویند (قصه‌گویی کودکان)

سرویس اندیشه جوان ایرانی؛ بخش شعر و ادبیات:. نویسنده: محمد حنیف. داستان‌هایی که کودکان نقل می‌کنند، انعکاس دهنده‌ی تجارب آنان در مقام فرد یا عضو یک گروه است. (1) با تحلیل این قصه‌ها به الگوهایی برخورد می‌کنیم که ویژه‌ی پسران است و احیاناً با الگوهای دختران تفاوت دارد و ممکن است در مطالعه‌ی گروه‌های مختلف کودکان با زمینه‌های متفاوت خانوادگی، شباهت‌های مربوط به محیط مشترک را پیدا کنیم. یقیناً انواع و محتوای تجاربی که کودک ذخیره کرده است، بر کارکرد سازگاری او تأثیر می‌گذارد و از این رو تجارب کودکان برای کیفیت‌های گوناگون ساختار «خود» (به مثابه ب

ادامه مطلب ...
از پیش‌بینی چهارمین جشن سالانه - موسیقی ما - تا روایتی از اولین حضور یک آهنگساز روی استیج رسمی

سرویس هنر؛ بخش موسیقی:. به گزارش جوان ایرانی به نقل از موسیقی ما، تالار وحدت تهران در شامگاه هجدهم مهرماه 94 میزبان سومین جشن سالانه «موسیقی ما» بود. جشنی که با حضور اساتید و چهره‌های مطرح تمامی سبک‌های موسیقی کشور برگزار شد و یک بار دیگر جامعه موسیقی ایران زیر یک سقف گرد هم آمدند. بلافاصله پس از اتمام این مراسم هزاران عکس و ویدئو از سومین جشن سالانه «موسیقی ما» در فضای مجازی دست به دست شد. هنرمندان حاضر در تالار وحدت هم هرکدام از دیدگاه خود نسبت به این جشن نگاه کردند و عکس‌ها و مطالبی را در صفحات اینستاگرام خود به اشتراک گذاشتند. در گزارش

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه