شاید اشتباه کار جای دیگری باشد؛ همان‌جایی که به مو و خال‌کوبی بازیکنان دقت می‌کند، ولی به اینکه چرا چنین بازیکنانی وارد فوتبال ما می‌شوند، دقت نمی‌کند؛ همان‌جایی که به مدیران اجازه می‌دهد با «این جیب، اون جیب» پای هر بازیکنی را به فوتبال ما باز کنند تا هم تیمشان بین‌المللی به‌ شمار آید و هم وقتی لازم شد، ورزشگاه آزادی چنین از خجالت عرق بریزد. دیشب همه منتظر رویارویی رئال و بایرن بودند و کمتر کسی حواسش به بازی ورزشگاه آزادی بود؛ جایی که استقلال با ۳۳۰ تماشاگر، رکور کم‌تماشاگر‌ترین مسابقه آسیا ...

عرق شرم ورزشگاه آزادی در لحظه شادی زشت مهاجم خارجی

شاید اشتباه کار جای دیگری باشد؛ همان‌جایی که به مو و خال‌کوبی بازیکنان دقت می‌کند، ولی به اینکه چرا چنین بازیکنانی وارد فوتبال ما می‌شوند، دقت نمی‌کند؛ همان‌جایی که به مدیران اجازه می‌دهد با «این جیب، اون جیب» پای هر بازیکنی را به فوتبال ما باز کنند تا هم تیمشان بین‌المللی به‌ شمار آید و هم وقتی لازم شد، ورزشگاه آزادی چنین از خجالت عرق بریزد.

دیشب همه منتظر رویارویی رئال و بایرن بودند و کمتر کسی حواسش به بازی ورزشگاه آزادی بود؛ جایی که استقلال با ۳۳۰ تماشاگر، رکور کم‌تماشاگر‌ترین مسابقه آسیایی خود را زد، ولی خدا را شکر که فقط همین ۳۳۰ تن در آزادی بودند تا شاهد حرکت زشت مهاجم ناراضی استقلال باشند؛ حرکتی که بیشتر از بی‌احترامی به تماشاگران، مدیریت فوتبال ما را هدف قرار داده بود.

چند وقت پیش در برنامه نود از علی فتح‌الله‌زاده پرسیدند، شما که پول ندارید و بازیکنان خارجی جدا شده‌تان هنوز طلبشان را نگرفته‌اند، چطور سراغ خرید بازیکن خارجی دیگری رفتید؟

مدیرعامل استقلال در پاسخ به این پرسش از یکی از مهم‌ترین فنون مدیریتی‌اش پرده‌برداری کرد. تکنیک «این جیب به اون جیب» و این یعنی الان که بازیکن خارجی رفته تا شکایت کند و پولش را بگیرد، ما کمی زمان داریم و در این زمان ‌مانده بازیکن خارجی جدید استخدام می‌کنیم و تا این بازیکن هم از بی‌پولی خسته شود و بخواهد برود، ما پول قبلی را داده‌ایم و پول این یکی را هم پس از شکایت و خرید زمان پراخت می‌کنیم. این جوری هم پول بازیکن را بالاخره داده‌ایم و هم برای تیم بازیکن خارجی خریده‌ایم که بازی کند. (نقل به مضمون)

اما فتح‌الله‌زاده هیچ‌ گاه گمان نمی‌کرد این تکنیکش جایی یقه او، تیمش و فوتبال ایران را بگیرد تا وقتی شب گذشته مهاجم سیاه‌پوستش گل می‌زند، همه از شرم سرخ شوند. حتی قطری‌هایی که در آزادی میهمان بودند. وقتی تیمی پول ندارد که بازیکن بخرد و با علم به این بی‌پولی تن به خرید هر بازیکنی با هر کیفیت و سطح فرهنگی می‌دهد، نتیجه‌اش همین می‌شود که در وسط استادیوم بزرگ آزادی، یک بازیکن خارجی دستانش را به سوی همه ما ضربدری می‌کند. شاید آن ۳۳۰ نفری هم که شب گذشته پا به آزادی گذاشته بودند، دیگر تکلیف خود را با این فوتبال می‌دانند؛ جایی که ساختار بیمار و ملول فوتبال ایران سرانجام منجر‌ به این می‌شود که شادی پس از گل یک بازیکن به زهری در کام هواداران و علاقه‌مندان به فوتبال بدل شود.

شش سال پس از آیین‌نامه منشور اخلاقی فوتبال و چند سال پس از به راه افتادن دم و دستگاه عریض و طویل ستاد منشور اخلاقی در فوتبالمان‌، هنوز کسی نفهمیده چرا کار فوتبال از تذکر دادن به موی آندرانیک تیموریان به جایی رسیده که یک بازیکن خارجی یکجا و حسابی از خجالت همه دربیاید؟!

شاید اشتباه کار جای دیگری باشد؛ همان‌جایی که به مو و خال‌کوبی بازیکنان دقت می‌کند، ولی به اینکه چرا چنین بازیکنانی وارد فوتبال ما می‌شوند، دقت نمی‌کند؛ همان‌جایی که به مدیران اجازه می‌دهد با «این جیب، اون جیب» پای هر بازیکنی را به فوتبال ما باز کنند تا هم تیمشان بین‌المللی به‌ شمار آید و هم وقتی لازم شد، ورزشگاه آزادی چنین از خجالت عرق بریزد.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه