دیالوگ های ماندگـار شماره ۱

دیالوگ های ماندگـار شماره ۱

دیالوگ های ماندگـار شماره ۱

از امروز قصدا داریم دیالوگ‌های ماندگار فیلم ها رو براتون بذاریم، امیدوارم از خوندشون لذت کافی رو ببرید.

KamyaB.Ir | کمیاب‌ترین های وب فارسی

اسکارلت : رد، رد، رد اگه تو بری من بایستی کجا برم ؟چی کار باید بکنم ؟
رد باتلر : صادقانه بگم عزیزم ، اصلا برام مهم نیست!

بر باد رفته Gone With The Wind 1939

Seperator[WwW.Kamyab.IR]

KamyaB.Ir | کمیاب‌ترین های وب فارسی

محسن مظفر : حبیب, ببخش و فراموش کن!
حبیب پارسا : می بخشم ولی فراموش نمی کنم!

مدار صفر درجه ۱۳۸۶

 

Seperator[WwW.Kamyab.IR]

KamyaB.Ir | کمیاب‌ترین های وب فارسی

کسی که بلند حرف میزنه چیزی برای گفتن نداره

مَرد مُرده Dead man 1995

Seperator[WwW.Kamyab.IR]

KamyaB.Ir | کمیاب‌ترین های وب فارسی

پــریـام : حـتـی دشـمـنـا هـم مـی تـونـن بـه هـم احـترام بـذارن.

۲۰۰۴Troy تروی

Seperator[WwW.Kamyab.IR]

KamyaB.Ir | کمیاب‌ترین های وب فارسی

ویل مانی : هــرکـــس بــه زنــی آســیــب بــرســونــه ,لـــایــق زنــدگــی نــیــســت چــون زنـــهــا بـــرای مــهــارِ طــبــیــعــتِ وحــشــیبــایــد در کــنــار مردها باشــن

نابخشوده unforgiven 1992

Seperator[WwW.Kamyab.IR]

KamyaB.Ir | کمیاب‌ترین های وب فارسی

اندی: بدشانسی روی هوا معلقه و باید روی یه نفر بشینه. نوبت من بود. فقط همین، من توی مسیر طوفان بودم، فقط انتظار نداشتم که این طوفان اینقدری که الان هست طول بکشه.

۱۹۹۴The Shawshank Redemption رستگاری در شاوشنگ

Seperator[WwW.Kamyab.IR]

KamyaB.Ir | کمیاب‌ترین های وب فارسی

جلال : چقدر گفتم زیاد لی لی به لالای زن نباید گذاشت زن و دختر تا بابا آب داد و حسنک کجایی خوند بسشه دیگه دارا انار دارد زیادیه. سرخی انار حواسشو پرت می کنه!

میوه ی ممنوعه ۱۳۸۵

Seperator[WwW.Kamyab.IR]

KamyaB.Ir | کمیاب‌ترین های وب فارسی

دکــتــر مــحـمـود عــالــم : خــدا؟؟ آره خـدا خـیـلـی بـزرگــه خــودمــون سـاخــتـیـمـش کــه هــر وقــت تــوی دردســر افــتـادیــم یــکـی از راه بــرســه و بــگـه خــدا بــزرگــه,امــا اشــکـالــش ایـــنـه کــه زیـــادی بــــزرگـــه!

خیلی دور خیلی نزدیک ۱۳۸۳

 

Seperator[WwW.Kamyab.IR]

KamyaB.Ir | کمیاب‌ترین های وب فارسی

ابی :خیلیا منو زدن … پاسبونا … شوفرا … پارچه فروش های کوچه مهران … آدمای ممد ارباب … سیاهی های کوچه سرخپوستا … می دونی … همیشه بعدِ هر یه کتک خوردنِ مفصل یه جوری میشم … مثل آدمی که خارش داشته باشه و حسابی بخاروننش … از دردش خوشم میاد … مثلِ این می مونه که حکمِ مرخصیمو امضا کرده باشن….

کندو ۱۳۵۴

 

Seperator[WwW.Kamyab.IR]

KamyaB.Ir | کمیاب‌ترین های وب فارسی

رضا مارمولک :بهشت که زورکی نمیشه آقایِ فضلی؛ اونقدر فشار میارید که از اونورِ جهنّم می زنه بیرون!

مارمولک ۱۳۸۳

 

Seperator[WwW.Kamyab.IR]

به نقل از گروه اینترنتی ایران سان

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه